انگرود (انگه رود)
که مازندران شهر ما یاد باد بر و بومش همه آباد باد
شيخ در طلوع مشروطيت و جنبش عدالتخواهي با دو زعيم مشروطه آيتالله سيدعبدالله بهبهاني و آيتالله سيدمحمد طباطبايي همراه و همگام بود. اما پس از مدتي از مشروطهطلبان جدا شد زيرا مشروطه را با شريعت سازگار ندانست و خواستار حكومت مشروطه مشروعه شد. از اين پس اختلاف بين مشروطهخواهان و شيخ فضلالله و طرفدارانش آغاز شد به طوري كه طرح ترور شيخ ريخته شد و در 16 ذي الحجه 1336ق شيخ فضلالله توسط كريم دواتگر مورد سوء قصد قرار گرفت و گلولهاي به پاي شيخ اصابت كرد، ضارب نيز هنگام دستگيري گلولهاي به گلوي خويش شليك كرد و مجروح شد ولي پس از مدتي كه در زندان به سر برد شيخ ضارب خود را بخشيد. در اين ايام جنگ بين مشروطهخواهان و مستبدين با فتح تهران توسط قواي بختياري و مجاهدين گيلاني پايان يافت و محمدعلي شاه از سلطنت خلع شد و احمدميرزا وليعهد به تخت سلطنت جلوس نمود. سپس به شيخ فضلالله پيشنهاد شد جهت تأمين جاني و مالي خويش به سفارت روس پناه ببرد ولي او نپذيرفت و شهادت را بر توسل به اجنبي ترجيح داد. جمعي از معاندان به منزل شيخ رفته او را دستگير نمودند و به ميدان توپخانه بردند، وي در محكمه انقلابي كه دادستانش شيخ ابراهيم زنجاني بود به اعدام محكوم شد و يپرم خان ارمني كه رياست نظميه را به عهده داشت حكم را به اجرا درآورد و شيخ به دار آويخته شد و پس از لحظاتي چراغ عمرش خاموش شد. مرحوم شيخ فضلالله كه اعلم بر علماي آن روز بود صاحب تأليفات عديدهاي است از جمله: تذكره الغافل و ارشادالجاهل و صحيفه مهدويه و چندين اثر ديگر... وي شعر را نيز نيكو ميسرود و چندين قصيده در مدح امامان و اهل بيت (ع) به خط و انشاي وي موجود است.
د، مقام علمي والاي او را حتي مخالفان و متنفذان سياسي منكر نشده و او را در مدارج علمي برتر از ديگران دانستهاند. وي علاوه بر دانش كلان از فهم و درك عميق سياسي بهرهمند بوده و فعاليتهاي سياسي و اجتماعي فراواني داشته، از جمله در واقعه تحريم تنباكو در كنار ميرزاحسن آشتياني قرار گرفت و از پرچمداران اين نهضت شد.

www2.irna.ir/index.php?option=com...task...
| Design By : Night Melody |


